الشيخ أبو الفتوح الرازي
37
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
و چون نيارى به ايشان آيتى گويند : چرا برنگزيدى آن را ؟ بگو كه : من پيروى مىكنم آن را كه وحى كنند به من از خداى من ، اين حجّتهاست ( 1 ) از خدايتان و بيان و بخشايش براى گروهى كه بگروند . و چون خوانند قرآن ، بشنوى آن را و خاموش باشى [ تا مگر شما را ببخشايند ] ( 2 ) . [ 11 - پ ] و ياد كن خداى تو را در تنت به لابه و ترس بىآواز بلند ( 3 ) از گفتار به بامداد و شبانگاه ، و مباش از غافلان . كه آنان كه بنزديك خداى تواند تكبّر نكنند ( 4 ) از پرستش او و تسبيح كنند او را و او را سجده كنند . قوله تعالى : * ( هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ ) * ، قديم تعالى - جلّ جلاله - در اين آيت منّت نهاد بر خلقان و ياد داد ايشان را نعمت خويشتن به خلق او ايشان را از آدم و حوّا ، گفت : او آن خداى است كه بيافريد شما را از يك تن ، يعنى آدم - عليه السّلام - كه پدر ماست . * ( وَجَعَلَ ) * ( 5 ) * ( مِنْها زَوْجَها ) * ، و هم از آدم جفت او را كه حوّاست بيافريد ، چنان كه در اخبار آمد كه : حوّا را از پهلوى چپ آدم بيافريد ، و ظاهر آيت دليل اين مىكند ، * ( لِيَسْكُنَ إِلَيْها ) * تا آدم به او ساكن شود و آرام گيرد و سكن او باشد . * ( فَلَمَّا تَغَشَّاها ) * چون خلوت كرد با او . و تغشّى كنايت باشد از جماع ، * ( حَمَلَتْ ) * بار برگرفت حوّا از آدم ، * ( حَمْلًا خَفِيفاً ) * بارى سبك براى آن كه هنوز آب ( 6 ) بود در رحم او . * ( فَمَرَّتْ بِه ) * ، اى استمرّت به ، مستمرّ گشت به آن حمل و روزگار ( 7 ) بر او برآمد ، * ( فَلَمَّا أَثْقَلَتْ ) * چون گران شد ، اى صارت ذات ثقل چنان كه : اثمرت الشّجرة اى صارت ذات ثمرة و
--> ( 1 ) . آو ، بم ، آن : بيناهاست . ( 2 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد . ( 3 ) . آو ، بم ، آن : بيرون از آشكارا . ( 4 ) . آو ، بم ، آن : نه گردن كشى كنند . ( 5 ) . اساس : خلق كه با توجه به متن قرآن مجيد تصحيح شد . ( 6 ) . همه نسخه بدلها ، بجز مل ، مج ، لت : آبى . ( 7 ) . آج ، لب : روزگارى .